The legend in Farsi.

 رزا در جشنن اتش خدا  ها دید. انها در باره زکین رو ا سمان گفتند. انها کارمندها بودند. زیو  س امر گفت. کارمند کرد اما کردن خوب بود/و هده اتش بودو |راست در زندگی بدون ات     ش  در شب بود. رزا اتش از نار داد. راست بد بود. این راست از زیوس بودورررزا خدا نبود. او به خدا ها  «من اتش و نار میدهم. ات   ش از نار میدهم.» اهنگ ازز خدا هایکم امد. ا.هنگ در باره کردن رززا بود. ان بدون نام زیوس بود. این اهنگ خوب بود. در باره اتش و نار بود . جشن نار و اتش بود. این جشن در شب بود.

به جشن پزیرفتن نبود. علت در زمین خدا ها بود. انها جشن داشتند/. رراست در اهمگ کهن بود. هر خدای کم دانست. اهنگ در باره زمین بدون خدای بزر بود. اهنگ در باره زمین بود/. در اهنگ زیوس نبود. خدا های کم زمی     ین بدون ز یو  س  خواستند.  خدا ها در باره جای ناراحت گفتند. خدا ها «ایتن زمین ناراحت است. بساار از  قوه خدا ها دارند. زمین دیگر میخواهیم.» رزا در باره پزیرتن از ز  یو     س  گفت. خدا هاا «زمین بدون زیوس میخواه یم. یک خدا و یک مرد به زیو  س   میروند. اکنون و قت شرووع رفتن ا ت.»

صبح بعد جشن بود. ان کشنگ شد. رزا از خواب بلند شد. او خسته نبود. دیدن رو جای جشن کرد. غذا برای او نززدیک درخت پیدا کرد. رزا خدا های کم ندید. انها منند ابر ها بودند. انها رو اسمان بودند. ابر ها زمین دادند. اتش رو ابر ها خوارشیدن و ابر .ها بودند.رزا به ابر ها سلام کرد.  رزا به اسمان «کجا قوه است؟ اب قوع دارد. ابر ها ندارند. پزیرفتن برای من  نیست.  کجا جای قوه است؟ ابرهای یسفید هستند. ابر ها بودنها نیستندو  در باره اب میدانم. این زندگی برای ابر خواهد داد.»»»

رزا بدون خبا ها رو جبال رفت. بدنها رو ان بودند. چنگ در گذشته بودو هر جا با بدنها بود. جنگیدن در جبال بود. جبال مهم بود. بودن و اسبها اودند. مردن رو اسبها بودند.  رزا چیز ها دید. «خدا ها از مردان بودند. انها  ق شتندو خدا ها از مردان بودندو گال ارام دادند. خدا ها از جنگیدن بودندو: این   صبح مهم بود.

 مردان در شب امدند. انها خدا ها بودند. با اسب مرد بود.  سه صات بودند. مردن از جنگیدن بودند. رزا انها را دید. هم اسب دید. اسبها گیاه و سفید بودند. «کجن چنگیدن بودپپپپپپ؟ چطار ان بود؟:» این سوال بود. رزا پاسخ نداشت. رفتن گاسخ داد. تات

رزا پی   ش مردان با اسبها بود. سوال در باره خانه ه.ا گفت. یک مرد :اینجا. روستا اینجا بود. دوست از ان هر است. نام من کارین استو    من مرد اول است.» گفت. رزا نام از ه   ر مر د سوال کردوو.  یک مرد از مردن بدون زندگی به رزا رفت.

این مرد به رزا گفت. «چه اینجا پیدا میکنید؟: رزا پا سخ داد. ان «زندگی ببدون اخر میخواهم. چه در باره زندگی میدانیدگفت. مرد مترجم بود. رزا ددر باره زبان سوال داد. مترجم پا سخ داد. مترجم ممترجم به رزا «یک مرد من با حوله  ق  شت. من برابر ان مرد جنگید. دو  ست من به من ر فت. اخر برا ی ان در جبال بود. ان مردد چیز بر ای جنگیدن داشتگ.مرد من را ک         شت. این کردن رو جبال بود.»  

مرد که رجمت بود به رزا ن خوب در کارم بود. زن دا ش  ت. خانه در   شهر دا  ش تو ززندکی دوست دارم. کار منن کمک نداد. زندگی خوب ا  س  ت… چرا زندگ ی ندارم؟ خانهی کشنگ دا  شت.>. دارم خانه رو جبال پیدا کردو زندگی بدون پول اینجا ستووو»    گفت. رزا در  باره سفر در جای ایردن خوب کرد. جبال خوب برای او بود. او به مرد «جه نام تو است؟» مرد «من بیر استوک گاسخ داد.

 رزا با مممردن دیگر رفت. رزا به ان.ها ش  صحبت کرد. «کجا مردن دیگر ه س تند؟ انها مهم ه   ستند؟ چه در باره زندگ  ی بدون اخر میدانید؟» سوال کرد. این و قت نام «ات  ش و اخر» داارد.

This legend was written by Duchanin Ilya.

Also, you can see several videos on our channel YouTube.

All articles were written and video were sounded by Duchanin Ilya.

Страниц: 1 2 3

Добавить комментарий

Заполните поля или щелкните по значку, чтобы оставить свой комментарий:

Логотип WordPress.com

Для комментария используется ваша учётная запись WordPress.com. Выход /  Изменить )

Фотография Twitter

Для комментария используется ваша учётная запись Twitter. Выход /  Изменить )

Фотография Facebook

Для комментария используется ваша учётная запись Facebook. Выход /  Изменить )

Connecting to %s

На платформе WordPress.com. Тема: Baskerville 2, автор: Anders Noren.

Вверх ↑

%d такие блоггеры, как: