The legend in Farsi.

  رزا و مریا در خانهی خدا زندگی کردند. هر روز و شب صحبت با گربه داشت. رزل با گربه صحبت کرد. گربه در باره خواستن به رزا گگر  ب ه به رزا «من زن میخواهم هستم.» ر  زا علت ندانست. یک سوال «چرا گربه میخواهد؟ در باره خواستن گربه میدانم. گربه زن میخواهد اما علت نمیدانم. مرریا گل کشنگ برای من است… چه گربه میخواهد؟ با زیوس میگوم؟ علت خوب برای گفتن نمنم… » مریا فکر ر زا پیدا کرد. مریا به گربه «چه تو میکنت؟ رزا با من است. در باره و قت و راهی زندگی با او نمیدانم. تو گربه اما زن نی  ست!»

مریا در باره خواستن گربه فکر کرد. ان زن خواست بود. «چرا گربه زن میخواهد؟ چرا؟ چرا زنندگی به ما نم یدهد؟» سوال مهم به مریا بود. «رزا برای من است. در باره راه در زندگی م یداند. من رزا دوست دارم. او در باره گال میداند…» فکرر کرد. خواس تن گربه برای ان بود. گربه مهم برای رزا امد. رزا کمک به گربه داد. اینن کم برای گربه بود. رزا کمک بزرگ نداد. کممک کم امد.

گربه به زیوس رفت. در باره کمک کم گفت.       زیوس در کر سی بود. اتش در دست راست دا شت. نار در دلست چپ داشت. سوال به گربه ش ود. «تو گربه است. زن میخواهت؟..؟؟ » تو زن زیبا میایا.» زن ک           شنگ و  زیبا گپیش کرسی زیو

زیوس به گزبه نام داد. «تور» برای گربه امد. تور زن زییبا و ک    ش نگ بود. هر مرد تور بین/. مردان ببه تور «شما زیباترین است!!!!!!!! شما با من ا   ست؟ لت فن،  با ما اییدو شما زیبا هستید! بایید با ما!پ» تور در باره جای خوب فک      ر کر دتور با رزا مخواهد بد. مر

مریا ذدر باره تور فکر کرد. فک ر مر یا خبود.


}چرا تو  ر میخواهد؟ وت

کشنگ است؟ »  سوال نهم به مم  ر یا  امد.     ربراا به9مر     «خی تور مهم برا ی منن ن   ی س ت. چع علتی برای دوکست به تور ا    س ت؟» تورر مهم برای رزا نبود. هرر           صحبت کم بود. ان برای تور بود. تور تنبل نبود. هر            صبح «سلام» به رزا بود. در بااره علت سلام بدان. رزا با مر  یا گ و مریا «د  ر  باره تور فکر نمیکنت//.  تور بدون مرد زندگی میکند. پیندا او را کمک میکنم.» گیش جبال «الیمپ» رفت. رززا  سفر کم پ ی          ش جبال دو   س ت دا  ش  ا. جبال بلند بود> جا برا ی فکر بود. رزا یک فکر دا  شت.

زطا سقر پیش جبال کرد. رو جبال دید. سگ رو جا دید. جبال گیاه بود. ان بدون مردان بود. هچ مرد سگ را ندا ش ض ت. این سگ گیاه یود. ان بزرگ هم بود. هزار میتر بین رزا و سگ بود. رزا «چطور سگ به من میرود؟ غذا برای ان ندارم.» سگ به رززا رفت. رزا سنگ گر    گرفت. سگ بزرگ به رزا رفت. سنگ در ررست رزا بود. رزا علت سگ ندانست. سگ به رزا رفت. بعد و   ئقت، سگ منند مرد «صحبت با ش ما دارمم من از اید ا  س  ت.» صحبت شروع کرد. گفتن در باره خاست اید امد.

سگ  «اید کمک از شما میخواهد. این کمک مهم برای خدا است. اید رفتن به اخر زمین میخواهد. خدا ها از م   ص  ر میخواهد. «

رزا نام سگگ دانستو ان «سیربیر» بود. این نام خوب بود. سیرب ی ر س گ گیاه بود. ا  ید ان دوست داش ت. س  سگ پی   ش   باب به جای اید بود///. کمک به اید ک رد/. سیرب یر در جای اید زندگی کرد. رزا به سگ گفت. «ایا در باره تور میدانید؟» سگ گیاه «نه اما تور به اید خواهد رفت.گ» گفتک این پاسخ خوب براط ی رزا نبود امتا او ارام بود. سگ رزا ترک کرد. رزا به جبال رفت.  فکر «جا بدون ات    ش خواهد رفت//و این س سفر دوم و مهم خواهد بود. بعد   س ه روز خواهم   وز رزا ش روع رکرد. 

رزا بر جبال رفت. مردان رو جبال پیدا کرد. انها به رزا «چه پیدا میکنید؟   اینجا کردن استو جشن نار اینجاست.» سوالل کردند. رزا در باره سفر او گفت. این نار ات  ش بود. رزا در باره نار بدون اتش سوال کرد. مردان «ما خدا های کم بدون قوه هس تید. کردن ما مهم نیست.» رززا نام پگفت. خدا های  کم پی   ش رزا بودند. ررزا «این نار  مال    ششماست؟ چرا ان بدون ات  ش>» سوال کرد. خدا  ها بینن یک  یکی 1گفتند. به رزرزا :زی وس اتش میگیرد. هم اتش دارد/…» رزا :»اتش از نار میگیرم»

او ات ش به نار داد.

Страниц: 1 2 3

Добавить комментарий

Заполните поля или щелкните по значку, чтобы оставить свой комментарий:

Логотип WordPress.com

Для комментария используется ваша учётная запись WordPress.com. Выход /  Изменить )

Фотография Twitter

Для комментария используется ваша учётная запись Twitter. Выход /  Изменить )

Фотография Facebook

Для комментария используется ваша учётная запись Facebook. Выход /  Изменить )

Connecting to %s

Веб-сайт работает на WordPress.com. Тема: Baskerville 2, автор: Anders Noren.

Вверх ↑

%d такие блоггеры, как: